هر شب میگفت دیر میام چون کار دارم، امشب گفت دیر میاد چون میخواد واسه تولد دوستش که فردا شب هست بره خرید. این یعنی هم امشب دیر میاد هم فردا شب که جشن تولده...
پیش خودم میگم این چه کاری هست که توش وقت میکنه زودتر بیاد بیرون و بره خرید واسه تولد دوستش، وقت میکنه بره تولد دوستش اما هر شب نمیتونه زودتر از 11ونیم دوازده بیاد خونه...
اون همیشه من اولویت آخرشم...
خودمو سرگرم میکنم طبق فرمایش دوستام اما بازم یه چیزی هست که فکر میکنم اون من اولویتش نیستم...
نمیدونم کسی هست که واقعا شوهرش اینجوری باشه و زندگیشون دوام بیاره و بتونم تحمل کنند...؟