چندوقت پیش می خواستیم بریم شهرمون سریه موضوع ساده باشوهرم بحثمون شد تارفتیم شهرمون یعنی یک کلمه بامن حرف نزدومنوبردگذاشت دم خونه مامانم ومن ومامانم رو تهدید که باید طلاقش روبگیره بی مهرومواجب ... بعدیک هفته من زنگ زدم بهش گفتم برگردم خونه گفت اگه دوست داری برگردیعنی اگه تایک ماه بهش زنگ نمی زدم اون بهم زنگ نمی زدازبس مغروره خلاصه خودم برگشتم خونه ........... چندسال پیش اومده گفته می خوام خونه بخرم خونه خیلی داره گرون میشه پولم کمه واینا . طلاهای که به عروسی خریده بودم وکادوبوده روبرده فروخته خونه هم نخرید هی بهونه که گرونه نخریدبعدچندوقت بعدش مادرش بهم گفت قبل ازازدواجتون من می خواستم ماشین بخرم ازپسرم یعنی شوهرمن پول قرض کردم وقتی می خواستین خونه بخرین ازش پرسیدم پولتو پس بدم اگه پول براخونه خریدن کم دارید گفت نه نمی خواد حالابزار... اونوقت من اینقد به این واون رو زدم که پول قرض کنم براخریدخونه اونوقت اون پول خودش ازخانواده اش رو نگرفته بود. وقتی فهمیدم اینقدتوذوقم خورد وبدم اومدازش ... شما باشین چیکارمی کنید ؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
حالا هم می ریم شهرمون اصلا خونه مادرمن نمیادو اصلا وای نمیسته یک احوالپرسی با مادرم کنه ... مادرم هم اینقد ناراحت میشه ... درصورتی که خانوادم اصلا بهش بی احترامی نکردن .... من رو می بره دم خونه مادرم پیاده می کنه خودش میره خونه مادرش .فرداش زنگ میزنه بیابیرون میاد دم خونه دنبال من .....
خانوادم خیلی میگن چرابچه دارنمیشی می دونن این اخلاق ها ر و ولی بازم ......میگن خونه که داری کارکه داره چرا بچه دارنمیشی ...........چندسال بعدش خونه خریدیم البته خودمم می رفتم سرکار