من دانشجوم همخونه دارم
چهارروزه افتادم سرما خوردم شدید صدام قط شده روزا قبل تب الان سرفه ها ناجور قیافم هرکی ببینه انگار از جنگ برگشتم
همیشه غذامون مشترکه من تا قبل مریضی چند بار پختم الان از وقتی افتادم یبار اشپزی نکرده ن بگم بخاطر مریضیم اشپزی کنه منظورم نوبتشه فقط با قیافه گرفتن ظرفا ک بزا دوتامون بود شست
الان وضعم طوریه نمیتونم دراز کش بخوابم از سوزش و چرک گلو نیمه نشسته میخوابم خواستم بگم ی تشت اب سرد با ی لیوان ابجوش بم بده
بش پیام دادم بیکاری ی زحمت برات داشتم میگ دارم میخوابم چرا گفتم بخواب هیچی میگ چیشده گفتم خودم انحام میذم شببخیر بعد گفت هرجور مایلی😐با این استیکر
حالا چرا خواستم ازش درخواست کنم چون قبلا چند باری ز زده برام سیب زمینی میزاری اب جوش تا برسم یا برام مرغ از فریزر در میاری اینا مواد رژیمی خودش ن مشترکمون
یا رفته حمام اب سرد بوده عجله داشتع صبر نکرد اب داغ کنه بمن گف کتری خاموش شد بیزحمت میاری😐من بدم میومد بم کار بگه اما گفتم اشکال نداره متقابله منم گاهی میگفتم انجام میداد اما ب اندازه اون نگفتم
حتی تو مریضیم گفتم سر راهت میوه میخری گف باش دیر برمیگردم گفتم مهم نیس
کلا رفت پیام داد صبح میام خونه دوستمم اما میوه رو اورذ صبح اما حتی شعور نداشت بگ داره میمیره زودتر میوع بش بدم
الان سر جریان امشب بدجور بهم برخورده دیگ هروقت کار گفت میگم پام درده
حق با منه ؟ نظرتون بگید