یه برادر شوهر دارم بشدت احمقه.زنشم خیلی ازش میترسه.اینا یه پسر دارن ابتدایی یه ..هر وقت میان خونه ما شب نشینی یا شام هی پسرشونو میزارن خونه ما شب بمونه به بهانه اینکه بچه ی من تنهاس و همبازی نداره.یعنی مثلا لطف میکنه بچه شو میزاره اینجا😖 حالا من و شوهرم چند بار گفتیم که بچه ها با هم نمیسازن و این حرفا.ولی خودشو میزنه به اون راه..چی بگم که ناراحتی ام پیش نیاد
این دفعه مادر شوهرم که از ما دورن خونمون بودن.اینام اومدن باز بچه شونو گذاشتن.شوهرم جلو مادرش گفت که چقدر این فلانی (داشش) بی عقل باز اینو گذاشت اینجا.مادر شوهرم گفت این بچه خودش گفته و قیافش رفت تو هم