از سرکار ک امد خونه من داشتم مواد کتلت و درست میکردم امد آشپزخونه اول چایی دم کرد تا حالا نشده بود بیاد کمک بعد غذارو درست کرد آهنگ گذاشته بود میرقصید شاد بود امد چایی ریخت😳 یعنی من خودمو میکشتم نمیومد ی چایی بریزه هی گفتم چیشده راستی بعدشم که چایی خوردیم استکانهارو جمع کرد یعنی چه اتفاقی در حال وقوعه؟
شوهر منم یه بار چایی دم کرد رفت تا سه صبح رفیق بازی😐
عشق من با همه اذیتا و کم خوابی ها و دعوا هامون 😂😂خوشالم که مامانتم😘تو نباشی یچی کمه تو زندگیم دوست داریم دخترم😍تیکر تولد دخترمه و خودم😁😁😁من 24 امم دخترم25 ام🤗