از سرکار ک امد خونه من داشتم مواد کتلت و درست میکردم امد آشپزخونه اول چایی دم کرد تا حالا نشده بود بیاد کمک بعد غذارو درست کرد آهنگ گذاشته بود میرقصید شاد بود امد چایی ریخت😳 یعنی من خودمو میکشتم نمیومد ی چایی بریزه هی گفتم چیشده راستی بعدشم که چایی خوردیم استکانهارو جمع کرد یعنی چه اتفاقی در حال وقوعه؟
مهربان که باشیم چشمهایمان پر می شود از حس خوب آرامش؛مهربان که باشیم کویر به حرمت قلبهایمان دریا می شود…یادمان نرود خدا از بالا نگاهمان میکندو به ما لبخند خواهد زد؛اگر کمی مهربان باشیم…
من که اهل عشق و عاشقی نبودم اما تو از کنارم رد شدی و جانم به دکمه پیراهنت گیر کرد.... خیلی طول نکشید تا بفهمم که چقد بی انتها دوستت دارم از موی سر تا ناخن پایت را، رویت را،بویت را، صورتت ،سیرتت، رفتارت ،گفتارت، حرکاتت،اطوارت،سخنت،سکوتت،نگاهت، خنده ات،شرمت،جسارتت،مهرت همه و همه رو دوست دارم اصلا نخواستنی در وجود تو نیست ❤️