یه دوستی داشتم عاشق یه خانم بود ولی خودش متاهل بود. هر روز تمام ماجرایی که تا شب براش اتفاق بیفته رو مهتاب بهش میگفت. اگر یعنی به حرفش گوش میداد هیچوقت اتفاق بدی براش نمیفتاد. یه روز مهتاب بهش گفت با خانمی که دوستی امروز قرار نذار، چون خانمت مطلع میشه و دردسر میشه. ولی وسوسه شده بود و گوش نداد. یعنی تا آخر شب مو به مو اتفاقاتی که گفت افتاد. خانمش فهمید و درخواست طلاق داد. خیلی دقیق میگه خدایی. بنظر من یه بار امتحان کنید متوجه میشید. چون من واقعا بهش ایمان دارم 09196518128