خونوادش برا من راضی نبودن چون من شهر دیگه ای بودم .فکر میکردن پسرشونو می دزدم
خلاصه زنش دادن(البته بعد۵سال الان فهمیدم من ساده حرفاشو باور کردم اون خودش بهم خیانت کرده خواهرش گفت )
بعد یک ماه اومد دیدمش با حلقه و ساعت.
چقدر گریه کردم
جدیدا هم فهمیدم دوساله جدا شده و به پسر داره