چن روز پیش رفته بودیم یه مهمونی همه از خودمون بودم بعد جاریم با مادرسوهرم باهم اومدن داخل من پاشدم سلام مادرشوهرم کنم جاریم پشت سرش بود سلام ما که تموم شد جاریم روشو اونبر کرد 😐😐😐😐انگاری کسی که با کسی قهره ما باهم هیچ مشکلی نداشتیم باهم عادی بودیم
خلاصه منم رفتم سرجام نشستم اینم بگم جاریم خیلی بدجنسه خیلی یعنی اینو همه میگن بزرگتراز منم هست منم تا اخر وقت هرچی نگام کرد سلامش ندادم اخر وقتی شوهرم اومده بود جاریم رفته بود پیشش منم رفتم کنار شوهرم وایسادم سلامش ندادم
اینم بگم که من تولد خودمو شوهرمو که استوری میزارم استوری من نگاه نمیکنه واسه ابجیم مینویسه تولدشون مبارک سمارمم ذخیره داره استوریش میاد واسه من
بعد فرداش به خواهرشوم گفتم ایجور کرده گفت ولش کن میبینه ما با تو خوبیم حسادت میکنه اخه با جاریمم زیاد خوب نیستن
من دیگه گفتم هرجا دیدمش سلام نکنم