2777
2789
عنوان

داستان زندگی واقعی و حقیقی

| مشاهده متن کامل بحث + 47258 بازدید | 142 پست
منم برات صلوات فرستادم ان شاالله حاجت روا بشی 

ممنون عزززیزم منم براتون آیت الکرسی میخونم

دوست عزیز ، با احترام ...اگ با نظرم مخالفی لطفا ریپلی نکن عزیزم  ، چون من حوصله ی بحث ندارم ! از نظر بنده شما حرف بعدیت هم درسته 😉 بی ادب ها ب هیچ عنوان ریپلی نکنن چون جوابشونو نمیدم ضایع میشن 😂🤣

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

و من احمق هم‌که چون محبت ندیدم کم کم خام شدم و کاشکی هیچوقت قبول نمیکردممممم 

و بالاخره یه روز قبول کردم صیعه کنیم پسرعموم خودش خونه مجردی داشت گفت صیغه میکنیم و اونجا میشه خونه عشقمون و ازاین حرفا ولی نباید کسی بفهمه تابه موقعش

و خدایی مهربانتر از حد تصور....خدایاشکرت🙏

منم باخودم‌گفتم پسرعمومه منو که گول نمیزنه آبرومو ببره و هیچی به هیچی خلاصه رفتیم و خداییش چه روزایی رو داشتیم منی که عشق ندیده بودم و افسرده شده بودم سرشار ازعشق و محبت شده بودم

و خدایی مهربانتر از حد تصور....خدایاشکرت🙏
مرسی عزیزم خیلی محتاج دعاهستم توروخدا واسم دعاکن به آرامش برسم زندگیم داغون شده😢😢

چشم عزیزم حتما هربار ک یادم بی افتید براتون دعا میکنم .

منم این روزها خیلی محتاج دعا هستم ان شاءالله خدا کمک همون کنه و به شما صبرزیاد و به زندگیتون آرمش ببخشه ان شاءالله هر روزتون بهتر از روز قبل باشه براتون😘

دوست عزیز ، با احترام ...اگ با نظرم مخالفی لطفا ریپلی نکن عزیزم  ، چون من حوصله ی بحث ندارم ! از نظر بنده شما حرف بعدیت هم درسته 😉 بی ادب ها ب هیچ عنوان ریپلی نکنن چون جوابشونو نمیدم ضایع میشن 😂🤣

واقعا همو دوست داشتیم عشقی که هیچوقت سرد نمیشد سه ماه گذشت مامانم کم کم بهم شک کرد که فلان روز اومدم مطب نبودی و ازاین حرفا ....

به پسرعموم‌گفتم اینجوری نمیشه تکلیفمو روشن کن خواهشا داری آبرمو میبری اونم میگفت باشه

و خدایی مهربانتر از حد تصور....خدایاشکرت🙏

یه روز که حسابی مامانم بهم گیر داد و به زوری بیرون اومدم بیرون وقتی رفتم خونمون برای اولین باردعوا کردیم و گفتم تکلیفمو روشن کن دیگه وگرنه دیگه نمیخوامت بهم گفت باشه شب با مامانم حرف میزنم

و خدایی مهربانتر از حد تصور....خدایاشکرت🙏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز