یکیشون که شوهرش وحشتناک عاشقش بود کل خونه و زندگیش به نام زنش بود کارت حقوقیش دست زنش و حتی بخاطر زنش با پدر و مادر و خواهر و برادرش خیلی رفت و امدش کم شده بود همش خونه مادرزن و پدرزن بودن پنجشنبه و جمعه ها هم همش تفریح و گشت و گذار و ......
خودش که با حالت پشیمونی تعریف میکرد و بعده اونم ندیدم دیگه خیانت کنه اون پسری که باهاش بوده هم همکلاسیمون بود ولی وقتی شوهرش فهمید به شوهرش گفت تو چت روم آشنا شدن که پیگیر نشه اون وقت احتمال داشت شوهرش بیاد دانشگاه و کار به جاهای باریک بکشه و دیگه نذاره اینم بره دانشگاه ....
اون یکی هم خیلی روابطشون گرم نبود خانواده همکلاسیم خیلی خانواده آبرو داری بودن شوهرش خواست اقدام کنه واسه طلاق ولی این خیلییییی گریه و زاری و ابراز پشیمونی کرد اونم طلاق نداد اما اخلاقش خیلی بد شده