شوهر بد آدم نمیشه. شخصیتت و ذاتشه. من که پنج ساله ازدواج کردم. هر کار کردم که این بشر تغییر کنه ولی دریغ. جگرم رو خون کرده. خدا لعنت کنه تربیت کننده اش رو.
نه عزیزم بچه ندارم.خیلی به خاطر خانواده اش اذیت میکنه. توقع نابجا داره. اصلا انگار از وقتی با من ازدواج کرده خانواده اش رو تازه پیدا کرده. ی کلفت برا خانواده اش میخاد. من که داغون شدم.
شاید باورت نشه اینقدر استرس بهم وارد کرد و اذیتم کرد هورمونام بهم ریخت و یایسگی زودرس گرفتم. با اینکه خودش مسببه این بدبختی منه اصلا عین خیالشم نیس. تازه این از من طلبکاره که بچه که نمیاری. با خانواده ام هم که راه نمیای. با اینکه خودش هم ضعیفه. ولی میخاد بچه دار نشدنم سواستفاده کنه و ازم کولی بگیره.روزی هزار بار خودم رو لعنت میکنم با این بختم.
اولویت اول خانواده شن . نه توجهی نه محبتی. حتی تو خرج کردنم خیلی به من اهمیت نمیده. حیف که این همه درس خوندم و بی نتیجه شد وگرنه اگه دستم تو جیبم بود ی لحظه هم پیشش نمی موندم.