دوستان جمعه پيش رفته بوديم بيرون تو ماشين خواهرم نشسته بودم دخترش ٢رسال از من كوچك تره به دخترش ميگف برات بينيتو عمل ميكنم ايفون ٨ واست ميخرم و به من نگاه ميكرد و ميخنديد منم خيلي ناراخت شدم چون پول ندارم بينيمو عمل كنم و صورتم پر جوشه و اون ورزم ارايش نكرده بودم وضع ماليمونم بده بگيد چيكار كنم
قبلا خواهر بزرگترا مثه مادر دلسوز خواهر کوچیکتر بودن!!!! الان شدن دشمن و زخم زبون میزنن!!!😐😐😐😐
آهای غمی که مثله یه بختک رو سینه من شده ای آواره از گلوی من دستاتو بردار، دستاتو بردار از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار ، دستاتو بردار 💔 جای خالیت تو قلبم یه سوراخه عمیقه ،بابایی💔