2777
عنوان

موضوع حیاتی 😑😂

428 بازدید | 27 پست

فردا امتحان دارم هیچچچچچی نخوندم😑

مجازیه و امکان تقلب هم هس

یه پسره هس تو این کلاس ک‌ مطمنم حسابی خونده 

بنظرتون برم پیویش بگم‌ بهم برسونه؟

اگه آره چی‌بگم چجوری بگم 

وای متنفرم از اینکه برم منت بکشم 

دوستت دارم ، منو ببخش ، سپاسگزارم ، متاسفم 🤍میشه اگه امضامو دیدی یه صلوات واسه سلامتی امام زمان بفرستی ؟ ⁦❤️

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

بشین یه دور نگاه به کتاب بنداز و تیتراشو خط بکش، فردا که امتحان داشتی با توجه به سوال دنبال تیترا و جوابش بگرد منت پسراروهم نکش

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
از نظر اون پسر اینکار منت کشی نیست ، نخ دادنه

پس ولش کن

دوستت دارم ، منو ببخش ، سپاسگزارم ، متاسفم 🤍میشه اگه امضامو دیدی یه صلوات واسه سلامتی امام زمان بفرستی ؟ ⁦❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827