2777
2789
عنوان

چراااا😕😕😕

| مشاهده متن کامل بحث + 219 بازدید | 31 پست

بلی من با همسرم دوسال دوست بودم 

مشکلاتو که همه زندگیت دارن ولی خوب بد نیس بعد عقد از همدیگه شناخت داشتین یکم زندگیمون رابطمون روال تر بود از بقیه 

البته نه راجب همه مسایل ها بعضی چیزا هم بود که خیلی سختمون  بود همون آشنایی قبل باعث دعوامون میشود 

قبل از ازدواج رفتارتون باهم چطور بود 

خیلی خوب

اینقدر بدم میاد از اینایی که به زندگیه بقیه گیر میدن که نگووووو.همش میخوان بگن چون ما این کارو کردیم بقیه هم باید این کارو بکنن در غیر این صورت بی خانواده و بی فرهنگ و اینجور چیزان.گلم تو راه خودتو برو ما هم راه خودمونو میریم.😎😎😎

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

بعد از ازدواج عشقتون سرد نشد ؟ رفتارتون تو دوران دوستی باهم چطور بود

نه نشد 

ما تو سن کم دوست شدیم و خب بی تجربه بودیم مشکلات زیاد پیش میومد ولی چون دیدیم نمیتونیم از هم دست بکشیم شروع کردیم ب درست کردن رابطمون

واقعا واسش وقت گذاشتیم و نقاط ضعفمون رو اصلاح کردیم و دیگه یاد گرفتیم ک ب رابطمون الویت بدیم و هرکاری واسه داشتن رابطه خوب بکنیم و خداروشکر موفق شدیم و خیلی راضی هستیم 

منم ۲سال عاشقش بودم اونم عاشقم بود اما مامانم راضی نبود و جدا شدیم😭😭خیلی سخته

پدرم رو سال ۹۷ در اثر یه بیماری سخت از دست دادم (دور از جون مادرم البته) .  الان مادر عزیزتر از جانم درگیر سرطان هست مادرم یه فرشته هست که من رو به زندگی وصل کرده😭😭تورو خدا برااین که سلامتیش رو بدست بیاره دعاشون کنیید🙏🙏 به خدای مهربان بگید تنها امیدم و تنها پناهم مادر عزیزم رو بمن ببخشه😭خدایا من توبه کردم از تمام گناهانم پشت در خونت نشستم من رو از رحمت خودت ناامید نکن برای تمام ناامیدی هام دعا کنین که کم نیاورم این عهد من و خداوند هست که اگه مامان خوبم شفا پیدا کنه تا آخر عمرم خادم مردم یا مسجد بشم 
چرا همون آشنایی باعث دعواتون میشه

چون آدما عوض میشن بزرگ میشن طرز فکرشون تغییر میکنه بعد از زندگی توقع و خاسته دیگه دارن که چند سال پیش نمیخاستنش مثلاً من تک فرزندم تو دوران دوستی هیچ وقت به شوهرم نگفتم من می‌خوام با خانوادم زندگی کنم بعدش که قضیه جدی شد من بهش فکر کردم 

نه نشد  ما تو سن کم دوست شدیم و خب بی تجربه بودیم مشکلات زیاد پیش میومد ولی چون دیدیم نمیتونیم ...

دقیقا مثل ما ......

ولی من دلم نمیخواد الان عاشق باشم ولی خب چه کنم تا کارش درست نشه نمی‌تونیم ازدواج کنیم 

چون آدما عوض میشن بزرگ میشن طرز فکرشون تغییر میکنه بعد از زندگی توقع و خاسته دیگه دارن که چند سال پی ...

دقیقا ترس منم همینه ...

که الان منو میخواد و دوسم داره نکنه بعدا نظرش عوض شه

دقیقا ترس منم همینه ... که الان منو میخواد و دوسم داره نکنه بعدا نظرش عوض شه

اونکه مشکلات برای همه هست ولی الان قشنگ به زندگیت فکر کن ببین چجوری آدمیه به همچی فکر کن ببین زندگی همیشه گل بلبل نیس پسرا وقتی شوهرت میشن خیلی تفاوت دارند با دوس پسر بودن 

خب رابطه قبل از محرمیت رو دوست ندارم میترسم از جدایی

دیگه باید بسنجی ببینی ارزششو داره یا نه

ب هر حال ریسکه معلوم نیست تهش چی میشه

ما هم ی سری جدا شدیم اما خب قسمت شد و بالاخره ازدواج کردیم 

دیگه باید بسنجی ببینی ارزششو داره یا نه ب هر حال ریسکه معلوم نیست تهش چی میشه ما هم ی سری جدا شدیم ...

منم همش میگم تموم کنیم اون هی اصرار می‌کنه 😕ولی الان فک کنم وابستش شدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792