2777
2789

داستان از این قراره که شوهرم مسافرت یک روزه برای انجام کاری رفت مدام با هم در تماس بودیم من متوجه مورد مشکوکی نشدم

کلید خونه یکی از اقوام رو داشت رفته بود برای استراحت کوتاه و برداشتن آب جوش و ...

هنوز شوهرم خونه نرسیده بود که فامیلمون بهم زنگ زد گفت صاحبخونشون گفته یک آقایی اومد خونتون بعد ده دقیقه یک خانم و بعد چند ساعت رفتن

کل خونه فامیلمون بودن شوهرم یک ساعتم نمیشد این رو حداقل مطمئن هستم

شوهرمم هر چی قسم بلد بود میخوره که کسی باهاش نرفته 

این وسط من موندم چیکار کنم

خب شوخی که نیست بازی کردن با آبروی کسی و تهمت زدن. 

اگه شوهرتون به خودش مطمئنه حتما پیگیری کنید. 

یعنی چی تهمت بزنن. هم فامیلتون هم صابخونه ش. 

آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ببین اول اقوامت بعد صاحبخونه اقوامت... سه تا واسطه وسطه! من باشم به حرفشون اعتماد نمیکنم.

مگه شوهرت بخواد خیانت کنه مسافرخونه نمیتونه بره؟اگه شوهرت کلا خوب بوده و رابطتون خوبه بدون صاحبخونه چرند گفته

نمی دونم به خدا اصلا نمیشناسمش

اگه تا حالا کار مشکوکی از همسرتون ندیدین این حرفا رو نشنیده بگیرین و بیخودی رابطتونو خراب نکنین

روی پیشونی فرشته ها نوشته هر کی دخمل داره جاش وسط بهشته 😃😍😃😍
رابطمون خیلی خوب بود

احتمالا صاحبخونه با مستاجر مشکل داشته میخواسته بگه بیخود کردی کلید دادی به کسی به این شکل گفته.

پشت همسرت باش و بهش بگو زنگ بزن صاحبخونه بشورش بزارکنار

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792