تابستون بود مردادماه...خیلی دلم گرفته بود...دراز کشیده بودم دیدم گوشی بیگ ببگی(۱۱۰۰)زنگ میخوره...دیدم پسره...صداش ...من اصلا گوشی نداشتم فقط درس...دیدم پیام داده این خط برا گیلان یا مازندران...جواب ندادم دیگه خیلی پیله کرد... چقدبداخلاق وبچه بودم...دیگه شروع شد...دوماه شداومدپیشم...چقدبازم بد وبداخلاق بودم....این وسط خیلی اتفاقاافتاد...همش دلم میخواد بدم بنویسن زندگیمو...دیگه تاالان که درخدمت شمام