😒😒چندسال پیش تراکتورسازی بازی داشت منم بم مامانم گف ک برو از راه پله ها اون گونی برنج و بیار (مهمون داشتیم کلی)بعد منم زودی رفتم در و هم باز گزاشتم یهو گزارشگره گف گللل برا تراکتور سازی منم عین موشک از پله ها داشتم میرفتم پایین ک ببینم کی گل زد و اینا یهو پام پیج خورو از پله ها کله ملق شدم😒مچ پام در رفت 😒ولی اولش همه بم خندیدن خیلی خجالت کشیدم 😒