2777
2789
عنوان

خاطره

| مشاهده متن کامل بحث + 391 بازدید | 50 پست

با مامانم رفتیم یه نمایشگاه بعد من جلوتر میرفتم دیدم صدای شیشه امد انگار یکی خورد تو شیشه با خودم گفتم خدایا مامانه من نباشه برگشتم دیدم بله مامانه منه گفتم چرا رفتی تو شیشه گفت ندیدمش .. روح ملت شاد شداونجا که این صحنه رو دیدن

تو روزایی که ادم از دشمنش یه زخم میخوره و از آشناهاش هزار تا  یاد گرفتم خودم حال دلمو خوب کنم .یاد گرفتم با اینکه خودم کوه دردم اما دور و بریامو شاد کنم و بخندونمشون . یاد گرفتم حتی اگه کسی وقت نداشت برام خودم برا خودم وقت بزارم و ب خودم بها بدم قرار نیست همیشه آدم محتاج نگاه این و اون باشه .اینا رو گفتم که برسم به دلیل تیکری ک گذاشتم من پارسال خودمو انقد قوی دیدم که بدون توقعی از دیگران خودم برا خودم کیک تولد گرفتم و اقوامو ب پیک نیک دعوت کردم امسالم گفتم اینجا تاریخ بزارم جلو چشمم باشه .چون امسالم برا خودم نقشه ها دارم😊 ..یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم اما چشم انتظارت نیستم‌

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نباید بدن تو باید بگیری خب 😂😂

نمیتونم ولی از شوهرم خوب اتو میگیرم😀

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

با مامانم رفتیم یه نمایشگاه بعد من جلوتر میرفتم دیدم صدای شیشه امد انگار یکی خورد تو شیشه با خودم گف ...

😂😂😂😂😂

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

با مامانم رفتیم یه نمایشگاه بعد من جلوتر میرفتم دیدم صدای شیشه امد انگار یکی خورد تو شیشه با خودم گف ...

مامان منم یه بار این اتفاق واسش افتاد

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

😒😒چندسال پیش تراکتورسازی بازی داشت منم بم مامانم گف ک برو از راه پله ها اون گونی برنج و بیار (مهمون داشتیم کلی)بعد منم زودی رفتم در و هم باز گزاشتم یهو گزارشگره گف گللل برا تراکتور سازی منم عین موشک از پله ها داشتم میرفتم پایین  ک ببینم کی گل زد و اینا یهو پام پیج خورو از پله ها کله ملق شدم😒مچ پام در رفت 😒ولی اولش همه بم خندیدن خیلی خجالت کشیدم 😒

کاری نکنید بد بودن و ب طور کامل بهتون نشون بدم 😹پاش بیوفته من از همتون عوضی ترم😇 😻             کاربر قدیمی زخم خورده ...ترک(:
چون بهش نزدیکی اما از دیگران هم بگیر اتو مثل سرمایه میمونه 😂😂😂 مثلا اگر هم دستت  نیومد دبه ک ...

😂😂😂😂😂

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

مامان منم یه بار این اتفاق واسش افتاد

عه چطوری؟جایه شلوغ بودین؟

تو روزایی که ادم از دشمنش یه زخم میخوره و از آشناهاش هزار تا  یاد گرفتم خودم حال دلمو خوب کنم .یاد گرفتم با اینکه خودم کوه دردم اما دور و بریامو شاد کنم و بخندونمشون . یاد گرفتم حتی اگه کسی وقت نداشت برام خودم برا خودم وقت بزارم و ب خودم بها بدم قرار نیست همیشه آدم محتاج نگاه این و اون باشه .اینا رو گفتم که برسم به دلیل تیکری ک گذاشتم من پارسال خودمو انقد قوی دیدم که بدون توقعی از دیگران خودم برا خودم کیک تولد گرفتم و اقوامو ب پیک نیک دعوت کردم امسالم گفتم اینجا تاریخ بزارم جلو چشمم باشه .چون امسالم برا خودم نقشه ها دارم😊 ..یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم اما چشم انتظارت نیستم‌
روح منم شااد شد الان از تصور مامانت😅😅😅🤣

الحمدالله خوشحالم که شاد شدین

تو روزایی که ادم از دشمنش یه زخم میخوره و از آشناهاش هزار تا  یاد گرفتم خودم حال دلمو خوب کنم .یاد گرفتم با اینکه خودم کوه دردم اما دور و بریامو شاد کنم و بخندونمشون . یاد گرفتم حتی اگه کسی وقت نداشت برام خودم برا خودم وقت بزارم و ب خودم بها بدم قرار نیست همیشه آدم محتاج نگاه این و اون باشه .اینا رو گفتم که برسم به دلیل تیکری ک گذاشتم من پارسال خودمو انقد قوی دیدم که بدون توقعی از دیگران خودم برا خودم کیک تولد گرفتم و اقوامو ب پیک نیک دعوت کردم امسالم گفتم اینجا تاریخ بزارم جلو چشمم باشه .چون امسالم برا خودم نقشه ها دارم😊 ..یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم اما چشم انتظارت نیستم‌
😒😒چندسال پیش تراکتورسازی بازی داشت منم بم مامانم گف ک برو از راه پله ها اون گونی برنج و بیار (مهمو ...

😂😂😂😂😂...منم پارسال عید مهمون داشتیم داشتم رد میشدم پام محکم خورد به میز انگشتم تا 2 ساعت درد میکرد اونام میخندیدن😂😂😂😂😂😂

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

عه چطوری؟جایه شلوغ بودین؟

نه زیاد 7 الی 8 نفری بودن تو شیرنی فروشی بمیرم چقد خندیدمااااا 

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

روح منم شااد شد الان از تصور مامانت😅😅😅🤣

😂😂😂😂😂😂😂

🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

کلا مامانم عشقه افتادنه.. یه بار دیگم امد که دره ماشینه مهمانمونو ببنده پاش گیر کرد به جدول درازکش شد رو زمین منم این وسط خندم گرفته بود نمیتانستم کاری کنم اون بدبختام از ماشین پیاده شدن اومدن بالا سر مامانم بلندش کردن 

تو روزایی که ادم از دشمنش یه زخم میخوره و از آشناهاش هزار تا  یاد گرفتم خودم حال دلمو خوب کنم .یاد گرفتم با اینکه خودم کوه دردم اما دور و بریامو شاد کنم و بخندونمشون . یاد گرفتم حتی اگه کسی وقت نداشت برام خودم برا خودم وقت بزارم و ب خودم بها بدم قرار نیست همیشه آدم محتاج نگاه این و اون باشه .اینا رو گفتم که برسم به دلیل تیکری ک گذاشتم من پارسال خودمو انقد قوی دیدم که بدون توقعی از دیگران خودم برا خودم کیک تولد گرفتم و اقوامو ب پیک نیک دعوت کردم امسالم گفتم اینجا تاریخ بزارم جلو چشمم باشه .چون امسالم برا خودم نقشه ها دارم😊 ..یک روز میایی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم اما چشم انتظارت نیستم‌
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز