2777
2789
عنوان

مادرهمسرم...

398 بازدید | 24 پست

سلام. خوبین؟؟؟

یه سوال دارم چرا تا رابطه من با همسرم خووب میشه مامانش یه جوری میخواد رابطمونو خراب کنه...

من بعد یه هفته کش مکش و دعوا و ناراحتی با همسرم یه دوسه روزی بود خیلی شرایطمون عادی بود... 

که مامانش امروز وقتی همسرم سرکار بود بهش پیام داده بود بیکاری؟ کارت دارم... بعدم زنگ زده بود که ارع فلانی(از اقوام پدرشوهرم) اومده بود خونمون هی از تو و زندگیت میپرسید به خانومت(ینی به من) بگو کمتر با دخترای فامیل ما حرف بزنه....

درصورتی که من اصلاااا با خواهرشوهرمم 1 ماهه حرف نزدم. اخرین بار که با دخترای اقوام اونا حرف زدم عیدو بهشون تبریک گفتم...

پیام داده بود من 30 ساله تو این فامیل زندگی میکنم کسی سرک تو زندگی من نمیکشه... من نمیفمم کی برا بچشون زن میگیرن. کی خونه میخرن. کی کار میکننن.... 

ولی خانوم تو همه چیو به همه میگه....

حالا خووبه همسر من کلااا در جریان این که من حتی شماره اونا رو ندارمم هس.... نمیدونممم 

از ظهر تالا خیلی دلم گرفته... ی چند روز دیگه 6 امین سالگردمونه...

با این رفتار مادرش دیگه باور کن یه شاخه گلم برام نمیخره...

من به همسرم گفتم خودت میدونی که من شماره اونا رو هم ندارم... بنده خدا خودشم شیفت بود.. گفت اخر شب نمیرم خونه خودمون میام پیشت خونتون باهم حرف میزنیم.

تقریبا 8-9 ماهه عقدیم... ولی فقط صیغه تو شناسنامه نیسیم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هنوز صیغه اید این مدلیه میخواستی بگی زندگیه خصوصیه خودمو دلم بخواد میگم ازکسی اجازه نمیگیرم به مادرش بگو حرفیرداری بخودم بگی این مسائل خاله زنکی به مردا چه ربطی داره اونم تومحل کار جای این حرفا نیس 

در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش   یه مردادیه جذاب   
فقط باید محبت و اعتماد همسرتو جلب کنی

خیلی پشت من در میاد... مثلا اگر بهش بگم خواهرت ال کرد بل کرد... سریع میره با اونا دعوا میکنه... ولی خب دلم نمیخواد 

اخرین بار خواهرش خیلییی بد جوابمو میداد داشتم ازش سوال میپرسیدم همش یه کلمه ای جواب میداد. همسرم ک دید بهم گفت بااار اخرت باشه بهش پیاام میدیا... دیگه بهش پیام نمیدی که اونم اینجوری رفتار کنه

بنظرم شماره اون ادمو گیر بیار بگو من تاحالا حرفی پیشت زدم اززندگیم دست مادرشوهررو رو کن یبار برای همیشه که اینقد سوسه نیاد 

در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش   یه مردادیه جذاب   
ببین کلا مادر شوهر فک میکنه عروس واسش ابن زیاد و معاویه اس پدر زن هم فک میکنه دامادش ابن مرجانه و ع ...

اخه من اصلاا اینجوری نیسمممم...

بخدا من یبااار خونشون دست خالی نرفتممم... نمیدونم چرا اینجوری میکنه


خیلی پشت من در میاد... مثلا اگر بهش بگم خواهرت ال کرد بل کرد... سریع میره با اونا دعوا میکنه... ولی ...

روابطتو با خانواده و فامیلش محدود کن، اول تا آخر فقط باید همسرتو داشته باشی، قدیمیا درست میگفتن ه دوری و دوستی

حال من، حال اون آدم زخمیه      که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره      خوش نشسته بمیره...
اخه من اصلاا اینجوری نیسمممم... بخدا من یبااار خونشون دست خالی نرفتممم... نمیدونم چرا اینجوری میکنه

اشتباهت همینه زیاد بها میدی فکر میکنن خر بزرگی ان بعد دخالت میکنن ادم حسابشون نکن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز