دارم از عصبانیت میمیرم..مادروپدرشوهرم اومدن امشب خونمون اجازه بگیرن از پدرومادرم برای عروسی،من قبلش به نامزدم گفته بودم که شب عید غدیر میخوام یا شب قبلش آمادگیشو دارم(از لحاظ اینکه پریود نیستم چون میگن آرایش و رنگ مو خراب میشه تو این دوران و..)ولی نامزدم لال بوده نگفته بوده گذاشته بوده بقیع براش تصمیم بگیرن برا تاریخش.خودشون بریده و دوخته بودن..مادرشوهرم هم ی کلوم گفت دو مرداد الابلا دومرداد..هرچی من ایما اشاره کردم به نامزدم از ترسش هیچی نگفت..آخرشم که خودن با من من حرفمو زدم..مادرشوهرم جلو خونوادم توپید بمن که هااان تو خودت میخواای تاریخ تایین کنی؟؟باشه هرجور خودت دوست داری ولی ما میخوایم ۲مرداد باشه هرچه زودتر بهتر..حالا عروسی من تو خونس خودمونیه و اون تاریخی که من میگم ۱۴روز اختلافشه..خیلی دلم شکسته شیطونه میگه کارو بهم بزنم...