هفته دیگه مامانم با خانواده زن بزادرم مبخوان برن شمال شوهرم از وقتی فهمیده میگه ما هم بریم باهاشون مامانم اصلا بهم نگفته بود بریم امروز که بهش گفتم گفت اتفاقا شوهر خواهرمم یهش گفته اگه برید ما میایم مساله اینجاس باجناقا با هم قهرن و حاضر نیستن جایی که بکیشون هست اون یکی بیاد شوهر منم تازگی خیلی حساس شده چنذ بار شوهر خواهرم میخواست بیاد اینجا ما خونه مامانم بوذیم بهش گفتم برگزدیم حونه اونا میان حساس شده و همش میکه مامانت اینا به اون احترام میزارن و اونو به من ترجیج میدن شوهر من زیاد خونه مامامم میاد شوهر خواهرم کم میاد مبگه من زیاد میام به من اخمیت نمیدن و خلاصه هر چند پقت یه بار این فکرا میاد تو سرش و دعوا مبکنه باهام ونمیزاره خونه مامانم برم التن بفهمه مامانم کفته اونا میان میدونم دوباره ناراحت میشه و میخواد ادا در بیاره و دوباره یه بازی جدید به مامامم روم نشد یگم اونا بگو نیان ما بیایم خب اونم دخترشه همون طور که من هستم خیلی گیر کردم نمیدونم چیکار کنم شوهرم بفهمه شوهر خواهرمو مامانم ترجیح داده و یا زبون بی زبونی گفته اونا هم میان ناراحت میشه دویاره بحث جدید باهاش دارم. و میخواد اعصابمو خورد کنه
وای من نمیدونم چرا مردا با باجناقاشون مشکل دارن من خودم دو تا خاهر دارم شوهرم همش میگ بدم میا باجناق دار شم در حالی ک خاهر من یکیشون ۶ سالشه یکی ۳ سال .... میگم پس من چجور با جاری میسازم و دم نمیزنم اونوقت تو
من تا حالا ندیدم کسی که از من بالاتره پشت سرم چیزی بگه !!!!! گرفتید چیشد؟
خب نمیشه همین مسافرت بشه بهانه ای واسه اشتی باجناقا؟یعنی بیای به مامانت بگی بعد با هم هماهنگ کنید و خلاصه هر دو باجناقو راضی کنید و همگی برید با هم؟(البته کرونا هم هنوز هستااا)
خدایا خواهش میکنم به زودی روزای خوب و شاد بیان و پایدار باشن
دقیقا زنا با هم بهتر کنار میان تا مردا بخدا پدر منو دراورده سر باجناقش هز چند وقت یه بار سر حساسیتش ...
نه به نوع مردشه. فکر نکن باجناق داره اینجوری شده. شوهر منکه نداره به داداش و عروسمون گیر میده و مقایسه میکنه مامانت به اونا بیشتر اهمیت میده
بهترین کار همینه که بچه ها گفتن بگو خواهرم به مامانم گفته میان. مامانم دوست داره ماهم بریم ولی چون ما راحت نیستیم اونا هم باشن واسشون بهانه میارم که ما نمیتونیم سفر بریم