ایقد زجر اوره مرگ ک پشیمون میشی.پسرهمسایمون بخاطری مادرش موتور بخره رو خودش بنزین ریخت روشن کرد گر گرفت .ترسید پشیمون شد التماس میکرد خاموشش کنن ولی دیگه کار از کار گذشت
هرلحظه ک تسلیمم در کارگه تقدیر.آرام تر از آهو بی باکتر از شیرم.هرلحظه ک میکوشم در کار کنم تدبیر.رنج از پی رنج آید .زنجیر پی زنجیر👐👐👐👐
فکر کردی بمیری همه چیر تموم میشه به این فکر کردی که بعد تو چی میشه خانوادت چقدر اذیت میشن به این فکر کن که شاید یه روری یه جایی بتونی دست یگی از اعضای خانوادتو نجات بدی اون خدایی که تورو آورده تو دنیا خودشم خوب میدونه کی ببردت