https://www.ninisite.com/discussion/topic/4411985/بعد-از-چند-ماه-دوستی-امروز-همو-دیدیم?page=1
اقا این برا دیروزه
دیشب پیام داد یهویی ک من در مورد آیندمون فکر کردم بنظرم از لحاظ سن و سال و خانوداه اینا مشکل داریم
من کلا کپ کردم حتی چند دقیقه قبلش خیلی خوب با هم حرف زدیم یهو انتظار نداشتم اینجوری بشه
یهویی بگه جدا شیم بیشتر از این وابسته نشیم
منم خیلی عادی انگار ن انگار اتفاقی افتاده گفتم باشه خدافظ
ولی چند دقیقه بعدش ب خودم اومدم بهش پیام دادم ت این مدت ت نمیدونستی مشکل داریم اختلاف سنیمون زیاده؟ هم امروز ک همو دیدیم یادت افتاده این مشکلا رو داریم؟ اونم گف امروز ب این جمع بندی رسیدم
ت سرم کلی سوال بود ولی خو غرور نذاشت ک چیزی بگم خدافظ گفتم داشت تایپ میکرد بلاکش کردم ی بارم قبلا از این ادا ها در اورده بود ک مشکل داریم ولی باز اومده بود
از دیشب کلی گریه کردم حس میکنم کلی بهم توهین شده
البته توهینم شده همه دلایلش منطقیه ولی انتظار نداشتم یهویی اینجوری بشه
(من دیروز هر چ میگف سر لجبازی جوابشو میدادم مثلا میگف فلان کارو نکن میگفتم باش همینو انجام میدم همش فک میکنم برا ایناس ) ولی خو ت این مدت ب اندازه از اخلاقام خبر داشت میدونس چجوریم لج میکنم ولی موقع مهربونیم یادم میره لجبازیام چی بود ... اصلا لج بازیام تظاهره دلم میخاد حرص بدم فقط
اینم بگم خب درست اولین قرار تکیمون بود ولی قبلا همو دیده بودیم اصلا اشناییم با هم قبلا قرار داشتیم ولی نفره بود (فک نکنید خیلی بد بودم نپسندیده ...اصلا بدم باشم بالاخره پسندیده ک این همه وقت باهام بوده وقت گذاشته ن؟)
دلم خیلی گرفته از دیشب ک نیس ی بغض گنده ت گلومه جرعتم ندارم گریه کنم نمیخام مامانم چیزی بفهمه فقط دیشب گریه کردم
هیچ وقت ت عمرم اینجوری نشکسته بودم قشنگ باور کردم شکستن قلبو
خیلی دوسش دارم