همش میگفتم آخه قیافمم جار میزنه متاهلم آخه چرا اینجوره
که یهو همون خانمه اومد بیرون از اتاق عمل و با خنده وای خداروشکر از همین الان دارم چقدر خوب میبینم و. همه رفتن دورش و تبریک که یهو دیدم اون آقا پاشد رفت سمتش و عینکاشو درآورد دادبهشو دستو روبوسی تبریک و خانمم مبارک باشه و خیلی نگرانت بودمو همش تو این یرب فکرم پیشت بودو یه عالم حرف قشنگ....
😐 منم چشام اینجور😳😳😳
دلم میخواست برم بگم خاک تو سرت
زن به این خوبی داری اینقدر پزتو داد گاو و تو اینقدر هیزی خدا ورت داره😐
اما نتونستم برم جلو
و بعد خودم دکتر اومدو خبر داد که عمل نمیشم خیلی ناراحت برگشتم
😐 همش دیروز تا الان فکر میکنم یعنی واقعا چرا این مردا اینجورن
پس چطور عاشق زنش بود
پس چراهیز بود اگه عاشق بود هیزیش چی بود اگه هیز بود عاشقیش چی بود
این که زنش خوشگل بود قیافه خودشو سگ نگاه نمیکرد😐😐😐
خو یعنی چی 😵😵😵😵😵 من نمیفهمم یکی روشنم کنه
چرا اینجوریند