2777
2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

بخدا یهوو میبینی امیدوارم میکنه دیقه نود نا امیدم😭

ب چی امیدوارت میکنه؟؟؟

  اقا با من دعوا نکنین روحیم حساسه میزنم دهن مهنتونو آسفالت میکنم…    گفت:بمــان•گفتم:برای ماندنم دلیلی بیاور،،،،،،،،گفت:برنج خیسوندم                                    یه نگاه به خودت یه نگاه ب طرز فکرت بنداز..                                                  این دلیل اینجا وایستادنت❗️❗️❗️    

چی شده؟

بعداز ۲سال و نیم انتظار روز تولدم1400/8/22 بی بی چکم مثبت شدخدایا شکرت😍 امروز به مورخ۱۴۰۰/۹/۱۷واسه اولین بار صدای قلب❤ نی نیم رو با ضربان ۱۵۲ گوش کردم خیلی حس خوبی بود😍 ۱۴۰۰/۱۱/۱۸جواب غربالگریم بد شد وقتی تو مطب با چشم‌گریون منتظر نوبتم بودم واسه اولین بار تکون خوردن نی نیمو حس کردم من میدونم حالت خوبه عشق مامان🤰و امروز۱۴۰۰/۱۱/۲۷ بعد۹روزانتظار جواب سل فری اومد خداروشکر جوجه من سالمه ویه دخمل نانازه😍قشنگ مامان غصه نخوری این روزای سختم تموم میشه من تمام این کبودی های رو دستم رو بخاطر تو تحمل میکنم فقط سالم بیا بغل مامانی ❤ دخترک من خیلی عجله داشت ۳۶هفته ۱۴۰۱/۴/۶اومد بغل مامانش قشنگ‌من خوش اومدی به زندگی منو بابایی 👨‍👩‍👧.                                                      و این‌بار بعد از ۱۵روز تاخیر بی بی چکم  برای دومین بار مثبت شد(ناخواسته) ولی خب خوشحالم که بی دغدغه اومدی تو‌دلم‌خوش اومدی😍.                                             امروز به مورخ ۱۴۰۳/۵/۹برای اولین بار صدای قلب کوچولوت رو‌شنیدم ۷هفته۶روزبودی کوچولوی‌من💕

وا چرا قطره چکونی مینویسی😐😐😐

من فقط توی دنیای به این بزرگی یه ارزو دارم .اونم داشتن بچه ای از کسی که مرد ترین مرد دنیاست .خدایا شوهرم خیلی سختی کشیده تو زندگی .خودت میدونی که چقدر دل رحم و مظلومه .اگه من بنده ی بدی هستم .فقط و فقط به خاطر این که دل اون شاد بشه بهمون بچه بده و این بار برامون نگه دار.💔💔
بخدا یهوو میبینی امیدوارم میکنه دیقه نود نا امیدم😭

سلام عزیزم.

سر یک مسئله ای منم دقیقا هی بنا به قولی که اطرافیانم بهم میدادن امیدوار میشدم و درست در اوج امیدواری ، بهم میگفتن شرمنده..

درهم میشکستم.. اوضاع روحیم خیلی بد بود خیلی

اونقدر داغون بودم که بی هدف میرفتم قدم میزدم و توی کوچه پس کوچه ها مثل دیوانه ها ، با خدا حرف میزدم التماس می کردم..

و قربون بزرگی خدا برم که خودش مشکلم رو حل کرد...

فقط خودش...نه خلق روزگار

بنابراین فقطططططط به خدا رو بنداز و التماس خلق خدا رو هرگز نکن. شاید خدا میخواد متوجه بشی که فقط باید به او توکل کنی و بس..‌

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز