2777
2789

کم کم اشنا میشی

وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)                                              هیتلرم خوبه ها، اما من عاشق با پنیه سربریدنای چرچیلم                                                                                                                           https://t.me/Hich_zh

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چی‌می‌خوایی بدونی ازش بگو تا بگیم برات

 نمی تونم بهت قول بدم همه مشکلاتت رو حل میکنم ولی بهت قول میدم که مجبور نیستی تنهایی با همشون رو به رو بشی 🙂 من هیچ وقت نصیحت نمیکنم منم‌میشینم پا به پات غصه میخورمو میگم : مجبور نیستی همیشه خوشحال باشی،همیشه بخندی!حق داری اگه یه وقتایی دلت بگیره اما باید بدونی یکی تو این شرایط پشتته و من برای تو دقیقا همون یکیم ♡♡♡من جای همه دنیا و آدماش عاشقتمو دوستدارمو تا اخر عمر برات می مونم اصلا ب قوله یکی از کاربرای اینجا من حتی از ناراحت شدنی ک دلیلش تو باشیم لذت میبرم💍❤ من از زمانی که او دوستم دارد در چشم خود ارجمند می آیم💜☺ ( عاشق شعرو ادبیاتم ) 

تو اوج خدافطی کن

⚜️۹/۹/۹۹بهترین اتفاق زندگیم رخ داد⚜️❌میخوای نصیحت کنی،مسواک عقایدت رو تو حلقم فرو کنی،فضولی کنی ریپلای نکن❌غصه کم کم جون میگیره، دل یهو میپوسه🕶احمد ذوقی دو تعلیقه 

یکم بگذره یاد میگیری تاپیک الکیم نباید بزنی ، حرفای سیاسی و مثبت۱۸ و... هم باعث میشه بترکی و نتونی بیای سایت

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍

اینجا همین یه تاپیک گذاشتنه یه نظر دادن ک بلدی

  خدا جونم اگه میشد ب جز برکت  حرکتم از خودت میشد ممنونت میشدم🙂😓........................................                             متعهدم‌ به‌ دوست‌ داشتن تو تا ابد♡...

فاطمه هستم خوشبختم









کم کم آشنا میشی عزیزم

تعریف از خود. زندگی. مادرشوهر .شوهر =پز

تعریف بدبختی گند اخلاقی شوهر و مادرشوهر=آخی عزیزم ناراحت نباش و کلی همدردی

تاپیک های مشکلات بارداری و نینی=۱ پاسخ

تاپیک های مادرشوهر و جاری=۷۷۷۷۵۴۹۰ پاسخ

فعلا تا الان اینارو داشته باش

به هر چی میپرستید بیخیال اسم کاربری من بشید هنوز که هنوزه خودمم نمیدونم برای چی این اسمو گذاشتم نه خودم سیگار میکشم نه سیگار دوست دارم نه شوهرم سیگار میکشه😫😫😫😫😫ممنون میشم لایک نکنید❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792