2777
2789
عنوان

به جایی رسیدم

75 بازدید | 13 پست

الان به جایی رسیدم که میخوام گوشیمو بکوبم به دیوار خورد بشه که انقدر الکی توش نچرخم و چیزای تکراری نبینم ولی بازم فکر میکنم میبینم تنها سرگرمیم این عوضیه دوست داشتنیه هیچی دیگه سریع ازش معذرت خواهی میکنم و به غلط کردن میفتم اگه اینم ولم کنه ممکنه تلویزیونو خورد کنم و کم کم برسم به شوهرم 😪😪😪چقدر روزا تکراری شده

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یه روانپزشک برو

تی ویتون حرف میزنه؟😑🤦‍♀️

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
یه روانپزشک برو تی ویتون حرف میزنه؟😑🤦‍♀️

مگه الان من گفتم کسی یا چیزی حرف میزنه؟

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
نه من گوشیمو خیلی دوس دارم به اونجا نرسیدم

من تو مجردیم خیلی دوسش'داشتم هر روز یه قضیه و پیامای هیجان انگیز بود🤣🤣🤣

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
مگه الان من گفتم کسی یا چیزی حرف میزنه؟

ولی تو داری باهاشون حرف میزنی حتی عذر خواهیم ازشون میکنی😅🤭 ببخشید با گوشیت حرف میزدی

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ولی تو داری باهاشون حرف میزنی حتی عذر خواهیم ازشون میکنی😅🤭 ببخشید با گوشیت حرف میزدی

اره فکر کنم همه ادما حرف بزنن 

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
نه کتاب به درد بخور...رمانا های جون دار (خارجی بیشتر) با کتاب راه یا همینجوری از نت میتونی پی دی اف ...

خیلی خیلی رمان دوستدارم یه زمانی کارم رمان حوندن بود الان دانلود میکنم دو خط میخونم حوصلم نمیکشه اصلا

❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم           یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز