شهریور میشم 25
من از دنیای بیرون میترسم اونقدر فاصله گرفتم که نگو ولی تصمیم دارم بیشتر برم بیرون
همه ازم میپرسن چرا هیچ کسی نمیاد خونت چرا تو هیچ وقت جای نمیری
چی شد خانوادت
سؤال های ک از جامعه فراری هستم
میترسم مثل قبل یهو نرم تو لاک خودم
یادمه اون زمان ک شوهرم بخاطر اینکه منو ب زندگی برگردونه شاهد سفید شدن موهاش تو سن 22سالگی بودم بعد ک خوب شدم و ب زندگی و ب قول شوهرم ب دنیا برگشتم سفید شدن موهای شوهرم تو یک شب متوقف شد فهمیدم چه دردی چه غمی چه فشاری روش بوده ک موهاش بسرعت سفید میشد