منمامانم همش دوره س وخونه های دوستاش
با دختراشون خرید عروسی میره اساس کشی میکنه دکتر میبرشون وووو
امروز رفته ی جلسه واسم کلاس رانندگی وقت گرفته مربیم اقاعه باید همراه داشته باشم
زده ب مریضی ک وقت دندون پزشکی دارم
گفتم غالب گرفته؟میگه ن پریروز وقت داشتم الان باید برم
روم نمیشه با مردای غریبه همش باهات بیام کلاس با خواهرت برو وقت ندارم
گفتم اوکی مهم نیست از سر صبحانه بلندشدم
ولی اصلا اشکم بند نمیاد چطورغریبه ها انقدر مهمن اونوقت من😪😪