دیروز ازسرکاررفتم خونه مادرشوهرم چون پسرمو باباش برده بوداونجا تامن ازسرکاربرگشتم برم دنبالش یه مقداردیررفتم وقتی رسیدم کلی همسرم اعصبانی بودکه برادرشوهرم خواب بوده وپسرم شلوغ کرده اونم هی دعواش کرده وغرزده اوناهم مجبورشدن برن توحیاط بشیننن که اون اذیت نشه وقتی من رسیدم شروع کرد به غرزدن که مگه تاینجا کاروانسراس ارامش نداریم وکلی حرف دیگه من 10 سال ازدواج کردم تاحالا هیچی برخورد بدی باهاشون نداشتم وبه عنوان عروس خوب ازم تعریف میکنن ولی دیروز حرفی نزدم پسرموبرداشتم اومدم خونم ازدیروزم کلافه شدم که عجولانه برخورد کردم یارفتارم درست بوده بعدم مادرشوهرم زنگ زد که چرا رفتی اخرشم گفت برادرشوهرم گفته اینم عروس خوبت دیدی چکارکرد رفتارم اشتباه بوده