من ۲۲ سالمه شوهرم۲۶ یه دونه برادر شوهر دارم با ۲ تاخواهر شوهر شوهرم بچه ی آخره خواهرشوهرامم ازدواج کردن، یکیشون دوتا دختر داره اونیکیم یه پسر داشته مثل اینکه فوت شده. جاریم ۹ ساله ازدواج کرده متاسفانه باردار نمیشه . خودمم سه ساله ازدواج کردم یه پسر دارم که همجوره ته تغاری و عزیز دوردونه خاهرشوهرمو مادرشوهرم اینا بی اندازه دوسش دارن مشکل من جاریمه خیلی آشوبی میکنه حسوده من حساسم روی شوهرم اون ازلج من بغلش میکنه میخنده هر هر بعد کلن هرجور دلش میخار سر بچه ها داد میزنه من بدم میاد خیلی وحشتناک سر پسرم داد میزنه دیگه نمیدونم چیکار کنم به شوهرم میگم میگه چیزی نگیا گناه داره. یبارم با اتوبوس میرفتیم تهران خونه خواهرشوهرم رفت کنار شوهرم نشست قشنگ چسبیده بودن بهم پچ پچم میکرد
رونعرمه ولی چیزی دراین مورد بروز ندادم چیکار کنم