2777
2789
عنوان

متاهل ها ،همیشه میز غذا تزیین میکنید؟

| مشاهده متن کامل بحث + 2875 بازدید | 163 پست

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

تزئین نه 

ولی صبحانه مفصل میارم 

معمولا هر روز 

ارده عسل 

خامه 

پنیر 

کره 

چای 

مربا 

و خرما

سره سفره صبحونه میذارم.

البته فعلا ماه رمضونه

آه از غمی که تازه شود باغمی دیگر 😭😭😭                                                             خدایا صبر بده به ما زمانی که لا نعلم الا خیرا  دیگر رو با بغض و گریه میشنویم،زمانی که دیگر ابراهیمی پشت سر نیست😭                                      تعریف میکنه ،میگه رفتم سر قبر دیدم هی داره با خودش میگه مادر کاش به جای تو من رو میزدن و گریه میکرد،مادره دیگه.....(مادر شهید آرمان علی وردی)

من ازدواج کنم دوتا بشقاب میارم و دوتا قاشق غذا رو هم با قابلمه میزارم روی میز از ظرف شستن بدم میاد

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
نه ساده میچینم خیلییییی ساده یعنی تخم مرغ رو با ظرف روي یا تفلون میارم سرسفره😅😅😅😅

😂 وای ن من نمیتونم

میشه دعا کنید به آریام برسم💓 خیلی همو دوس داریم دعا کنید وضع مالیشونم خوب شه کلی گرفتارن💗اینجا سایت تبادل نظر نه تحمیل نظر! وقتی با نظرم مخالفی جنگ راه ننداز  

وای یاد یکی از کاربرا افتادم که گلدون گل مصنوعی یک متری رو آورده بود وسط سینه کباب گذاشته بود بچه اش هم نون میخورد

شوهرش گفته بود دلم میخواد سفره آرایی کنی😂😂😂😂سلطان سفره آرایی بود اون 

لایک نکن جون خودت ریپلای بهتره ماسکتم بزن کرونا خیلی خره

قبل پسرم  هم سعی میکردم غذا تزئین شده باشه

آه از غمی که تازه شود باغمی دیگر 😭😭😭                                                             خدایا صبر بده به ما زمانی که لا نعلم الا خیرا  دیگر رو با بغض و گریه میشنویم،زمانی که دیگر ابراهیمی پشت سر نیست😭                                      تعریف میکنه ،میگه رفتم سر قبر دیدم هی داره با خودش میگه مادر کاش به جای تو من رو میزدن و گریه میکرد،مادره دیگه.....(مادر شهید آرمان علی وردی)
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز