زلزله که اومد به بچه ها گفتم از بالای تخت بیایین پایین تو پذیرایی بخابین (گفتم بالا سرشون باشم که خدایی نکرده باز زلزله اومد مواظبشون باشم)دوتاشونم خمار خواب بودن کوچیکه به بزرگه گفت آجی دستام میلرزه میترسم بزرگه هم دستاشو گرفت و گفت نترس من مواظبتم و بعد دستاشو گرفت و دوتاشون خوابشون برد☹
خدا بلارو دور کنه
مهم نیست کی کدوم وری میره ماهمیشه سمت سید علی ایم :)) من پای هرچی درسته میمونم حتی اگه فحش بخورم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.