من ۱۵ سالمه و مادرم ۲۶ و پدرم ۴۶ ...تقریبا ۵ سال پیش مادرم با یه خانومی آشنا شد ک یه دختر همسن خودم داشت و خیلی آدم کثیفی بود چون با اینکه شوهر داشت با ۱۰ نفر در ارتباط بود ..یکیشون یه مرد بود که اسم شو میذاریم هادی...منو دوستم میشناختیمش و حالمون ازش بهم میخورد تا اینکه بین مادرم اون زن بهم خورد ...
تقریبا یه ساله که با یه نفره باش میره بیرون ...رفته بودیم شهرمون ...بعد خالم گفت بریم بیرون مامانم گفت نمیشه که تو این وضعیت کرونا آژانش گرفت و خالم گفت من به دوستم زنگ میزنم ماشینشو بده
من فقط ۱۲ سالم بود بخودا و راست میگم نمیدونم چطوری ثابت کنم واقعا ...
میدونم عزیزم شرایط سختی داشتی
زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود! تنها با نگاهشان حرف می زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید! به هیچ وجه…