یادته میخواستم بخرم ؟ گفتم بخرم فرشته تا غروب ازش نگهداری میکنه تا خودم بیام
بعد به شدت منصرف شدم 😐
بذا بگم چرا ...
لیمو هر موقع میومد از قفس برای بازی سریع میپیچید میرفت پیش فرشته !!! از لباسش میرفت بالا ، رو گردنش زیر موهاش بازی میکرد
هرررر سری چشم ازش برمیداشتی همین بود کارش
گفتم همینم موندهههههه !
بچه بیارم اونوقت هر بار تو بغل تو ببینم گریه کنم 😭
گفتم نه واسه تو میخرم نه واسه خودم
نمیذارمم تو واسه خودت بخری 😂😂😂😂