سلام به همگی من ازالمان هستم من تازه در این سایت عضو شدم البته درطول حاملگیم مطالعه می کردم ولی هیچوقت وقت نداشتم که بخوام عضو بشم خوشحال می شم با شماها اشنا بشم
خیلی لطف کردین جوابمو دادین.شما بودین که پرستار بودین در وین؟من وین هستم و نمیدونم کدوم بیمارستان بهتره تا الانم پیش دکتر حقی رفتم چون بهم نزدیکه و نوبت دهیش سریع بود ولی کلا نمیدونم کدوم دکتر بهتره.برای دکتر زنان بنظرم اومد با دکتر ایرانی راحتترم.ببخشید هی سوال میپرسم.
من آلمان هستم، البته پرستار هم نیستم خود من هرگز الویتم توی انتخاب پزشک ایرانی بودنش نبوده، چون انتخاب هات به شدت محدود میشن، حالا جالبه که برای مشکل دیگه ای رفتم یه کلینیک، نگو یکی از پزشک ها ایرانی هستن! هی خدا خدا کردم اون رو نفرستن پیش من! (آخه به خاطر همورویید رفته بودم و خلاصه) توی اتاق معاینة در باز شد و ایشون اومدن تو! احتمالا منشئ ها برای خودشون حدس زدن که من به خاطر ایشون رفتم اونجا!!!!!😂😂😂
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
ممنونم از مریم و پارمیدای عزیز.مریم جان منم تا حالا پزشک ایرانی نرفتم اصلا فقط همین یه مورد البته تعریفشونو شنیده بودم که دکتر باتجربه و خوبی هستن الانم راضیم ولی خوب من برا زایمان اولم اینقدر تحقیق کردم از افراد زیاد الان وسواس گرفتم چون فقط نظر دو سه نفرو شنیدم
مونا ماه نمیدونم دقیقا ولی خب خیلی روی مسائل مرتبط با محیط زیست فعالن و بودجه میزارن
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
شما درست میگی خودمم دارم سعی میکنم ریلکس تر برخورد کنم سزارین عمل روتینی هست و پزشکی که بیست سال یا بیشتر سابقه داره براش خیلی پیش پا افتاده است. حساسیت بیشتر ناشی از ترس از خود زایمان یا خدای نکرده اتفاقات و مشکلات غیرمعمول برای بچه یا مادر که گاهی ادم میشنوه هست که اونم فقط با مثبت فکر کردن درست میشه.
دقیقا در واقع این درسی بود که من سر تولد دخترم گرفتم، تمام دوران بارداری اصرار به طبیعی داشتم، دکترم هم مانعی ندید، کلی یوگا و شنا و پیاده روی و چای بارداری و دوره آمادگی برای تولد رفتم، حتی ٢-١ ماه آخر تقریبا نون و برنج و شکر رو حذف کردم که جنین درشت نشه (خودم خیلی سنگین بودم موقع تولد، به هر حال وراثت خیلی مؤثرة و نمیخواستم به خاطر سنگین بودنش سزارین بشم) اطرافیان گفتن به هر حال با توجه به سن ممکنه سزارین بشی، گفتم نه! ١٠٠٪ طبیعی! خیلی هم ناراحت میشدم ولی علاوه بر سن فراموش کردم که مادرم به قول معروف سخت زا بوده همیشه، ژن واقعا حرف اول رو میزنه، خلاصه... بماند که دو سه هفته آخر استرس داشتم و هی منتظر بودم و آخر هم بعد از تحمل درد برای ٢٠ ساعت، سزارین اورژانسی شدم، یعنی واقعا همش کشک! Hauptsache بچه سالم و به موقع متولد شد (راستش پی پی کرده بود و مجبور شدن سریع بیارنش بیرون) واقعا همه چیز رو نمیشه اینطوری پلانن کرد، آدم باید انعطاف داشته باشه تا کمتر آسیب ببینه و استرس نکشه شما هم برای هر شرایطی پیش بینی های لازم رو بکن، نگران هم نباش و از بارداری لذت ببر، در واقع سزارین محاسن خیلی زیادی داره که یکی حداقل بودن ریسک های هفته های آخر برای جنینه، تازه به قول یکی از دوستان بعدها که پرسید مامان من از کجا به دنیا اومدم؟! راحت میتونی نشونش بدی!😂😂
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.