2777
2789
عنوان

جنس مذکر

317 بازدید | 26 پست

بروبچ میگم مذکر هم تو این سایت هست 😐اگه هست چرا هست 🤔میخوان نی نی بیارن خو زده نی نی سایت یعنی مال خانما و کسایی که میخوان بچه بیارن اقایون چی میگن ؟؟؟اگه آقا هست اعلام حضور کنه 

باتشکر 🤗

🧚🏻‍♀️💫

این مردایی که خودشون و شکل دختر میکنن ابرو برمیدارن و لباس زنونه میپوشن و آرایش میکنن 

اینا صد در صد حامله هم میشن واس همین میان😐✋

کاربری قبلا برای یکی دیگه بود الان واس ما   دلتنگی میکنم ...  ولی حق ندارم بهانه بگیرم ...بیادت می افتم ولی حق ندارم اشک بریزم...تو را میخواهم ولی حق ندارم سراغت را بگیرم...خواب تو را میبینم ولی حق ندارم آمدنت را تعبیر کنم...بی قرار میشوم ولی حق گلایه ندارم...دلم میگیرد ولی حتی حق صداکردنت هم ندارم...قول داده ام...قول داده ام دگر هیچی نگویم...بزرگ شوم...صبوری کنم ...با خاطراتت شاد باشم...و هیچوقت سراغت را نگیرم...من چشمانم را روی زندگی بسته ام.. خنده تلخ من از گریه غمگین تر است   

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

وقتی خودشون اجازه دادن هم اقا باشه هم خانوم ما چی بگیم😕 

سال ها از خود پرسیدم کیستم؟ اتشم؟ شوقم؟ شرارم ؟چیستم ؟دیدمش امروزو دانستم کنون من ب جز او او ب جز من نیستم  

اگه فهمیدی چرا میان به منم بگو😒

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
وقتی خودشون اجازه دادن هم اقا باشه هم خانوم ما چی بگیم😕 

خب اگر اون گزینه رو نمیزدن مردا میومدن و با جنس مونث وارد میشن😒💣

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
همون میخوان نی نی بیارن وگرنه دلیل دیگه ای فک نمیکنم داشته باشه 😅😂😂😂😂

واقن نمیدونم فاز مدیر سایت چیه اجازه میده 


سال ها از خود پرسیدم کیستم؟ اتشم؟ شوقم؟ شرارم ؟چیستم ؟دیدمش امروزو دانستم کنون من ب جز او او ب جز من نیستم  
خب اگر اون گزینه رو نمیزدن مردا میومدن و با جنس مونث وارد میشن😒💣

باشه وقتی زدن ی نوع اذن وروده 

سال ها از خود پرسیدم کیستم؟ اتشم؟ شوقم؟ شرارم ؟چیستم ؟دیدمش امروزو دانستم کنون من ب جز او او ب جز من نیستم  

منم اوایل تعجب‌ میکردم‌وخوشم نمی اومد😍

اما

پدرای‌مجرد‌ هستن ک برای بزرگ کردن فرزندشون از اینجا کمک میگیرم 🥺البته به تعداد محدود😑

بقیشون با‌کیلیپس‌دارن مشکلات زنونشون رو حل میکنن 😏

موندم چی میخوان بین این همههه مادر و زن شوهر دار

به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو. نگران این نباش که زندگی‌ات زیر و رو شود. از کجا معلوم زیر زندگی‌ات بهتر از رویش نباشد. شمس تبریزی♥️
باشه وقتی زدن ی نوع اذن وروده 

نه بابا اکنسری نی نی یار میگفت مرد دیدید براش گزارش بزنید دیگه نیان😑🤦‍♀️

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792