ما تو دفتر چند نفریم همه مرد هستند من که منشیشونم فقط خانمم دفتر در ارامش و سکوت بود یک هو یک صدای گفت زرررررررررررررررررررررررت .همه سعی کردن خودشون رو کنترل کنند .ولی من نمیتونم اینقدر لبمو فشار دادم داره خون میاد که نخندم حالم بد شده چه کنم
اینجا چکار میکنم من🔫🐴تاپیکها و پستها رو با دقت نمیخونم ببخشید🔫🐴 به نی نی یار میگم چرا ترکوندینم میگه واسه گذاشتن ایموجی خنده (ر.ک به تنها تاپیکم صفحه ۳ ) شما تو تاپیکای انفجاری صدام کنید من قول میدم با گریه بیام پیتیکوووححححههههه😍😍😍🐎🐎🐎