2777
2789
عنوان

پدرم راضی به ازدواجمون‌نیس😞

439 بازدید | 43 پست

سلام ابجی 

مشکلم اینه که منو یکی دوساله همو میخاستیم من ۲۰ اون ۲۴،

شهرامونم فاصله دارن چهار ساعت ولی همدیگه رو خیلی دیدیم 

غریبه ایم نسبت فامیلی نداریم

پنج ماهه میخان بیان خاستگاری پدرم هی بد اخلاقی میکنه و هزار تا فحش بهشون میده

مامانمم بد تر 

دلایل غیر منطقی میارن

مثلا پدرش زنگ زدع برا حرف زدن با بابام‌‌.بابام گوشیو توروش قط کرد،کلی بی احترامی کرد بهشون ،خدا نمیدونم چکار کنم کسی دعایی بلده که بگه انجام بدم😔😔😔❤️مرسی از همتون

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام

بسپرش به خدا❤❤❤

تو از خدا برایم خیر بخواه  شاید بخاطر تو خدا نه نگوید  من هم قابل باشم به یادت هستم  سپاس از اینکه دعایم کردی❤ میدونی سختی واقعی چیه؟؟؟ اینکه والدینت آرزوهات رو نابود کنن و خودشون رو مالک تو بدونن، بال پرواز ندن و تو محکوم به زنده موندن باشی.  در برابر انسان بی‌گناهی که بدنیا می‍‌‌ارید یکم احساس مسئولیت کنید.  وگرنه حیوانات اهلی و وحشی نیز تولید مثل را آموخته‌اند. 

😤😤😤ماام اینجور بودیم..زمان درستش میکنه‌..من انقده کتک خوردم ک نگو..الانم که ۵ ساله ازازدواجم میگذره باز شبا کابوس اونروزا رو میبینم😣

💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز