2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



شهاب سنگ شهاب سنگ جینگیلی شهاب سنگ هی 💃🏻💃🏻💃🏻 

من نوجوونیام عاشق اسم شهاب بودم واییی یادش بخیر دوس داشتم اسم شوهرم شهاب باشه😍😍

من فقط و فقط مرگ میخوام 🖤 لطفا برام آرزوی مرگ کنید و اگه دوس ندارید ارزوی مرگ کنید ارزو کنید به خواسته م برسم 🖤☺️

فک کن ندونیم مارو جر دادین از بس تاپیک شهاب سنگ زدین😐

قرار به زودی خدا دوتا دختر دوقلو خوشگل بهم هدیه بده واسه دیدنشون لحضه شماری میکنم 💜 لطفا با اون دل های پاکتون برام دعا کنید که بتونم مادر خوبی براشون باشم و درست بزرگشون کنم 😍و سالم باشن تن درست💚 

تورو کم داشتیم

یعنی میشه یه روزی اشک بریزم،اما از روی شوق از روی ارامش بخاطر رسیدن به تو رسیدن به عشق زندگیم...کی میشه یه نی نی سالم تپل خوردنی بهمون بگه مامان بابا؟؟

اینقد میدونم که سرعتش نزدیک شدنش بسیار زیاده از گوش زمین رد میشه 

دور از تو بادا اهرمن...💚🤍❤️ هوا گرگ و میش.. نسیم خنک..صدای اذان صبح... یه جون تازه و یه روح تازه..😁💖 (هنوووزم چایی با دانمارکی خیلی میچسبهههه😂😋) ... اتفاق میفته رفیق...شاید دیرتر شاید دورتر...زمانیکه صدای قهقه ت خط بطلان میکشه بر تموم غمهاییکه کنج دلت جا گرفتن تا یاداور روزهایی باشن که هرچند سیاه هرچند تلخ اما گذشتن..طاقت بیار و ببین اون اینده ای رو که حق توئه..خدا هواتو داره خدا هوامونو داره دلسرد نشو از های و هوی گذرای باد..اتفاق میفته رفیق..❤️ 

شهاب سنگ شهاب سنگ جینگیلی شهاب سنگ هی 💃🏻💃🏻💃🏻  من نوجوونیام عاشق اسم شهاب بودم واییی یادش ...

😂😂😂😂

مگه میشه مامانی که رفته جلو مدرسه تا بچشو بیاره خونه،دست یکی از بچهای دیگه رو بگیره بجای بچه خودش؟بگه اون یکی خوشگلتره قویتره اونو ببرم بجای بچه خودم؟واسه مامانا هیشکی بچه خودشون نمیشه،اینطوری عاشق هم باشید😎

تا انگشتمو نکردم تو چشت فرار کن😅💣

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز