2777
2789
عنوان

بی تو مهتاب....

| مشاهده متن کامل بحث + 729 بازدید | 88 پست
بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود

حتی برای گریه مهیا نمی‌شود

بعد از تو جز صراحت این درد آشنا

چیزی نصیب این من تنها نمی‌شود

آدم بهانه بود برای هبوط عشق

اینجا کسی برا تو حوا نمی‌شود

دارم به انتهای خودم می‌رسم ببین

شوری شبیه باد تو برپا نمی‌شود

از من مخواه تا غزلی دست و پا کنم

احساس من درون غزل جا نمی‌شود...
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

مامان مهراد 100000
Far over the misty mountains cold (در آن سوی کوهستان مه آلود و سرد) ..... To dungeons deep and caverns old (به سوی دخمه های عمیق و غار های کهن رهسپاریم) ..... We must away ere break of day (ما باید پیش از دمیدن صبح دست بکار شویم ) ..... To find our long forgotten gold (تا ارزش های بزرگ و فراموش شده ی خود را پیدا کنیم.)
بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود حتی برای گریه مهیا نمی‌شود
Far over the misty mountains cold (در آن سوی کوهستان مه آلود و سرد) ..... To dungeons deep and caverns old (به سوی دخمه های عمیق و غار های کهن رهسپاریم) ..... We must away ere break of day (ما باید پیش از دمیدن صبح دست بکار شویم ) ..... To find our long forgotten gold (تا ارزش های بزرگ و فراموش شده ی خود را پیدا کنیم.)
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

تا در این قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و

من بــه دنبال تو یک عمر مسافــــر باشـــم

تو پری باشـــی و تا آن سوی دریا بروی

من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟

یا در این قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟

شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد

تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من

در پس پرده ایمان بــــه تــــو کافـــر باشـم

دردم این است که باید پس از این قسمت ها

سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم....
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
دردم این است که باید پس از این قسمت ها سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم....
Far over the misty mountains cold (در آن سوی کوهستان مه آلود و سرد) ..... To dungeons deep and caverns old (به سوی دخمه های عمیق و غار های کهن رهسپاریم) ..... We must away ere break of day (ما باید پیش از دمیدن صبح دست بکار شویم ) ..... To find our long forgotten gold (تا ارزش های بزرگ و فراموش شده ی خود را پیدا کنیم.)
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله و دوری عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست...
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مساله و دوری عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست...
Far over the misty mountains cold (در آن سوی کوهستان مه آلود و سرد) ..... To dungeons deep and caverns old (به سوی دخمه های عمیق و غار های کهن رهسپاریم) ..... We must away ere break of day (ما باید پیش از دمیدن صبح دست بکار شویم ) ..... To find our long forgotten gold (تا ارزش های بزرگ و فراموش شده ی خود را پیدا کنیم.)
حرفهای ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

ای دریغ و حسرت همیشگی ...

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود!...
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
مامان آروین من آهنگشو نشنیدم. غمگینه؟
Far over the misty mountains cold (در آن سوی کوهستان مه آلود و سرد) ..... To dungeons deep and caverns old (به سوی دخمه های عمیق و غار های کهن رهسپاریم) ..... We must away ere break of day (ما باید پیش از دمیدن صبح دست بکار شویم ) ..... To find our long forgotten gold (تا ارزش های بزرگ و فراموش شده ی خود را پیدا کنیم.)
بس که تکرار کردم

نامت را در مرور خاطرات!

برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه.. همین که کنارت نفس میکشم . . .

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی
اگر میدانستم به تو منجر خواهد شد....هزاربار میزیستم.... تمام آن عمر پریشان را....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792