اره هس دوست سر عمر صمیم داداشم زنش عمم پسر صاحبخونه هیچ وقت هیچ وقت نمیبخشمشون مگه الکیه ببخشمشون دوستم چون من تنها بودم میدونست هیچ وقت ازش جدا نمیشم همش ازم سواستفاده کرد دختریکه نامرد آشغال خاک بر سر شوهر داشت دوست پسرم داشت بخاطره همین من باهاش کات کردم داداشم زنش با همدیگه بحثمون شد تو یه خونه با هم زندگی میکردیم همش داداشمو تحریک
میکرد که خواهر چقدر میره بیرون چقدر ارایش میکنه پشت سرم الکی حرف میزد کثافت آشعال هیچی ندار تازه به دوران رسیده یه بار که منو مامانم خونه نبودیم همه وسایل خونه رو با هم دزدیدن بردن حتی تمام وسایل لباسهای منو بردن از حرصشون که بهشون گفتم باید اینجا برین حرومشون باشه عمم که حسود بدبخت همش متو جلوی عمه کوچک میکنه همه حرفی بهم میزنه بیشرف بعد تا خدا جوابشو میده ولی ادم نمیشه پسر صاحبخونه کابینت ساز کلا هنه کلر میکرد چند سال تو خونشون بودیم بعد عمری خونه گرفتیم گفتیم این بیاد برامون کارشو بکنه از پول رهن خونه کم کنه نامرد از یه غریبه هم بیشتر باهامون حساب کرد از مامان مریضمم خجالت نکشید همه پول رهن خونه رو کشید بالا بیشرف حروم خور آدمهای مال مردم خور دزد شاخ دم ندارن واگذار همشون بخدا