من امرورداشتم سربه سرشوهرم میذاشتم
بهش گفتم قرض هاتوپس بده.چون اول ۱هرماه قرض هاش میده
داستان ازاین قرارکه چندوقت پیش یه مسابقه برگزارشدبرنده شدیه کارت هدیه بهش دادن بهم گفت هرچی شدمال تو.به من گفت بریم عطربخریم گفتم بریم وقتی رفتیم همون کارت کشید نصفش برامن عطرخریدنصفش براخودش .
منم گفتم مگه همش برای من نبود چراازاون استفاده کردی.خلاصه گذشت تا دیروزدوباره یه داستانی شد من یه جاخریدکردم پولش دادم .امروزسربه سرش گذاشتم ک قرض هاتوندادی منم گفتم باشه.
بعدحرف قضیه عطرشد ک من سرش شوخی شوخی گفتم اونم هست .دیدم سریع کارت به کارتم شد.بعدشاکی ک تومنودرک نمیکنی اگ اینجوری باشی نمیشه زندگی کردتودرک نمیکنی فقط خودت میبینی
وجدانن من مگه چکارکردم.تازه اینم بگم کلا ۸۰تومن بیشتربرای من ریخت.خیلی سختم شد انگارگدابودم اینجوری رفتارکرد☹