2777
2789
عنوان

خاطرات ترسناااااك!

106 بازدید | 5 پست

ما خونمون يه باغچه داره خيلى بزرگه بعد اون قسمت اصلا لامپ نداره و شبا خيلى ترسناكه دستشويى ما توى حياطه و من هر وقت شبا ميرم دستشويى اصلا به اون قسمت نگاه نميكنم چون واقعا تاريك و ترسناكه يه شب ساعت ١٢بود همه خواب بودن من بلند شدم رفتم دستشويى همه جا تاريك بود و من اصلا جرعت نگاه كردن به باغچه رو نداشتم رفتم دستشويى و اومدم بيرون و داشتم دستامو ميشستم كه صدايى از باغچه شنيدم كه اسم منو صدا ميزد خيلى ترسيدم به زور سرمو برگردوندم و به باغچه نگاه كردم بيش از حد تاريك بود و چيزى به جز چند تا درخت معلوم نبود همينطورى داشتم به باغچه نگاه ميكردم كه يه نفر از پشت درخت اومد بيرون و با دو اومد سمتم داشتم سكته ميكردم سريع رفتم تو دستشويى و دور بستم و مامانمو صدا كردم و جيغ زدم كه اخرش صداى داداشمو شنيدم كه گفت منم نترس 

شماهم اگه خاطراتى دارين كه كسى شمارو ترسونده يا اتفاق ترسناكى براتون افتاده بگين

لطفا برای کاهش مراجعه به مراکز درمانی از پزشکان و متخصصانی 💊💉که در این پویش رایگان شرکت کردند مشاوره بگیرید.

توى تنها تاپیکم هست آدرس پیجش

روزهای کرونا#

1.بعضی پستام شوخیه 2.هرچه میخواهید فقط از پروردگار بخواهید

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108