من و شوهرم اوایل خ عاشق هم بودیم خ زیاد 4 سال منتظر موافقت خانواده ها بودیم برا ازدواج. ولی بعد ازدواج ب خاطر دخالت خانواده ها و وابستگی شدید شوهرم ب خانوادش حساسیتای من و بی توجهی های اون هی سردتر وسردتر شدیم. ب خاطر کینه ورزی های شوهرم و خانوادش خیلی روزای خوبو از دست دادم. الان دیگه عشقی بینمون نیست فقط شده تنفر. شوهرم از همون ابتدا از ازار من لذت میبرد. چون بچه داریم نمیتونم جدا بشم. تحمل این شرایطم برام خ سخت شده. حرف همو نمیفهمیم. نمیتونیم مشکلاتمونو حل کنیم 5 ساله هنوز سر اختلافات نامزدی و عقد بحث میکنیم. راه حلی دارین؟ کسی مثل ما بوده؟ مشاوره هم نمیاد