2777
2789
عنوان

بچه ها لطفا بیاید مشورت میخوام

300 بازدید | 24 پست

یکی دو روز پیش پدر شوهرم برای کاری رفته شهرستان‌.بعد شوهر من به باباش گفته داری میری برامون ماست محلی بیار.من واقعا تز وقتی کرونا اومده اصلا هیچی مخلی استفاده نکردم حتب از نزدیک خونمون ک مطمئن هست و بهداشتی دیگه چه برسه به اینکه بخوام‌ از جایی که نمیدونم استفاده کنم.الانم دیگه بحث با شوهرم بی فایدست.به نظرتون ب پدر شوهرم پیام بدم بگم ماست رو به شوهرم نده؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نه  ماست رو بگیر ولی بگو توش موهه بریزش دور  موهاتو بریز تو ماست

نمیشه.حتلا این ماست بیاد تو‌خونه ما میدونم اول با شوهرم دعوام میشه‌ بعدم‌ تا دوهفته استرس دارم

نه  ماست رو بگیر ولی بگو توش موهه بریزش دور  موهاتو بریز تو ماست

وااای 😂😂😂😂 

یه موی زبر و فرفری از شوهرش بکنه بندازه توش موی خودش باشه زود بو میره تازه موی مردونه قشنگ حال آدمو بهم میزنه 😝😝😝😝

Welcome to my world, Won't you come on in? Miracles, I guess ! Still happen now and then…⛈🌧3/5/400
نمیشه.حتلا این ماست بیاد تو‌خونه ما میدونم اول با شوهرم دعوام میشه‌ بعدم‌ تا دوهفته استرس دارم

نه نباید دعوا کنی جلو خودت بگیر 

ماست رو مو خود شوهرتو بکن بریز توش بگو وای مو توشه چقدر کثیفن اینا که محلی درست میکنن باهاش موافقت کن بگو اتفاقا منم دلم ماست کشید چه اشتباهی کردم باهات مخالفت وردما بابا سیاست داشته باش مگه با دعوا میشه حرفتو به کرسی بشونی که تو اولیش باشب عشقم 

بزار چند روز که موند از ماسته استفاده کنید تامام

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
خیلی خوب بود منم ببینم حرف پیش نمیره ازین کارا میکنم البته همسر من خودش هماهنگه با چشم و ابرو میگیر ...

مرد باید با چشم و ابرو تا تهش بفهمه چی به چیه واقعا 

منم شوهرم با چشم ارتباط برقرار میکنین خودش تا ته میفهمه 

البته گاهی اوقات لج میکنه که از این تکنیک ها به درد میخوره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز