هی گیر میدی که چته
چرا اینجوری
چرا انقد سردرگمی
ببین فک کن تو سرِ من یه خونس
که تو این خونه دعوا شده
یه بچه داره گریه میکنه
ظرفا تک تک دارن میشکنن
غذا سوخته و بوش خونه رو گرفته
درا همشون هی بازو بسته میشن و قیز قیز میکنن
تلفن داره زنگ میخوره
زنگ خونه رو دارن میزنن
کل خونه پرِ شیشه خوردس
عروسکا دارن صدا میدن
و خونه وحشتناک بهم ریخته
و همه بیرونِ اون خونه وایسادن میگن چرا تو عروسکارو ساکت نمیکنی
بچه رو ساکت نمیکنی
درارو روغن نمیزنی
تلفنو جواب نمیدی
چرا تو حواست به غذا نبود
چرا دعوارو نمیخابونی
یکی نمیگه د اخه بابا دس تناس
یکی نمیگه بیا بریم خودم کمکت میکنم
همه دستشون رو من درازه..
میدونی چی میگم؟