سلام به همه خانومای نی نی سایتی من الان شش ماهه با شوهرم ازدواج کردم و هنوز نامزدیم ایشون خیلی بخاطر خانوادش من و اذیت می کنه و اولویت اولش خانوادشه ، من و داداشش باهم هم سنیم ولی واقعا اگر اون یه چیزی بخواد بخاطر اون ازروی من رد می شه یا یبار توی دعوا من بهش گفتم این به درد عمت می خوره کشت من و که چرااین حرف و زدی ومن بارها تکرار کردم به درد عمت می خوره یک تکه کلامه ، جوری بهم گفت من پشت خانوادمم که به شدت قلبم لرزید ، دیگه واقعا نمی دونم چیکار کنم ، همش دارم ازدستش گریه می کنم ، حتی یه بار بخاطر این که بادوستم چت کرده بودم محکم شونم و کشید که کلی اشکم و دراورد ، ازشروع قرنطینه رفتم که خونشون بمونم و تاالان باوجود تمام دعواهای بینمون موندم اما امشب واقعا حالم خیلی بد شد و برگشتم پیش پدر و مادرم ، وقتی خواهرم دید من و متوجه شد که کلی گریه کردم و ازم به زور پرسید منم بهشون گفتم و پدرم خیلی ازدستش جوش کرد و گفت بهم صدبار گفتم نرو انقدر پیششو ن بمون بهم گفت اب که یجا بمونه می گنده ادمام که زیاد پیش هم باشن پرده های احترام بینشون دریده می شه و بهم گفت شوهرت دیگه نیاد فعلا اینجا ، خیلی حال بابام بد شد چون من و ازهمه ی خواهرام بیشتر دوست داره و روم حساسه ، حالا به نظرتون من کار بدی کردم فقط بخاطر این اومدم که احترامم بیشتر از این لگد مال نشه
کار خوبی کردی گفتی حتما برو مشاوره... آدم جلوی ضرر از هرجا بگیره منفعت هست... من شوهرم تو نامزدی یه بارم اینجور حرفی بهم نزد... حتما حتما حتما برو مشاوره...
برای لبخند زدنت دست به تمام کارهایی ک انسانی هستن بزن...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.