شوشوی منم میگفت نگران نباش من همه چی بلدم. ولی هروقت بچه رو میدم دستش یه بلائی سرش درمیاره و من جیغم میره هوا. اصلا به این مردا نمیشه اعتماد کرد. همه کاراشون عجله ای و زمخته. بچه ها لطافت میخوان. همین دیشب بغلش کرده بود و باهام حرف میزد یهواز پشت برگشت. بچه هنوز کمرش سفت نشده. کلی گریه کرد و منم عصبانی.