سه ساله
من خودم زیاد از مراسم گرفتن خوشم نمیومد اما دیگه بخاطر خانواده شوهرم گرفتم.
عموی پدرم قشنگ 5روز قبل از عروسی فوت کرد. همه کارم کرده بودیم
شوهرم سریع رفت همه چیز لغو کرد و تبدیل به پول کرد و درعوضش رفتیم ماه عسل. اونجا هرچی خواستیم خریدیم و خوردیم و گشتیم بعدم برگشتیم یه ناهار واسه خانواده درجه یک شوهرم دادیم فقط
بعدم که رفتیم عکاسی و عکس گرفتیم شب اومدیم خونه بابام اینا و برا اونام شام عروسی دادیم
مطمعن بودم که بعد از مراسم قطعا قراره کلی ایرادمون بگیرن بخاطر اختلاف نظر برای برگزاری مراسم هم خیلی حرص خوردم